تبليغاتX
من و يك من

من و يك من

هر چه را كه ديدم و شنيدم را به اينجا سپردم

امشب تنهايي شام خوردم خيلي لذت بخش بود .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم خرداد 1389ساعت 11:46 بعد از ظهر  توسط من و يك من  | 

"من از عشق بدم می‌آید برای این‌که یک‌بار عاشق شدم و مادرم را فراموش کردم."

«مارک تواین»

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 5:21 بعد از ظهر  توسط من و يك من  | 

دیر وقت بود. خورشید به کوههای مغرب نزدیک می شد. حسنک درحالی که ضجه حیوانات را با لذت تماشا می کرد صدا کرد: “قاه… قاه… قاه…” یعنی که اگر گرسنه هم باشید، به تخمم.
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم خرداد 1389ساعت 9:7 بعد از ظهر  توسط من و يك من  | 

جــــــوانی المثنی * ندارد *
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت 9:13 قبل از ظهر  توسط من و يك من  |